green parel

 
 

 

 

سیاست

 

زنان افغان و روشنگری

زرغونه ولی

 

اندیشه ورزى، تفكر و تولید اندیشه یكى از مبرم‌ترین راه زنان و مردان است، به‌ویژه زنان افغانستان كه مورد خطاب ماست كمتر به این روند نائل آمده‌اند. تا زمانى كه زنان به این مأمول بزرگ و اساسى نه اندیشند و (اندیشیدن براى اندیشه) را تمرین نه كنند، رهایی‌شان از قیدوبند مناسبات فرتوت قرون وسطى نه تنها دشوار بل ناممکن است.

 باآنکه افغانستان در برهه‌های مختلف تاریخى شاهد جنگ‌های و دشواری‌های بزرگى بوده و این وضع ساختارهای اجتماعى و سیاسى را به‌شدت لطمه زده است. ولى خرد و خرد ورزى در مقطع‌های از تاریخ توانسته است راه‌های حلى براى عبور از این وضعیت را پیشكش دارد.

 زنان كه در افغانستان بیشتر از نصف جامعه ما را تشكیل می‌دهد باوجود اقلیت تحصیلات عالى و متوسط متأسفانه در قسمت فرا گیرى علم روشنگرى عقب مانده‌تر از مردان هستند این هم به علل مسؤولیت‌های خانوادگى و نارسایی‌های جامعه ماست. نه تنها زنان از این پروسه دور مانده‌اند بلكه بیشتر از ۸۰ درصد بخصوص در روستاها بی‌سواد و یا سواد كافی ندارند، و نظر به احصاییه های دیگر کشورها سؤال برانگیز و قابل تشویش است.

 هر گاه در وسایل اطلاعات جمعی نظر اندازیم تا نقش زنان در اجتماع را در یابیم، با دریغ كه حتى با کارهای دولتى یا پارلمانى كشور، صرف از زنان من‌حیث سمبول استفاده شده و تصمیم گیرنده مردان می‌باشند.

 ما از این هم گه بگذریم در میان ۲۰ درصد زنانى باسواد جامعه ما می‌توان از تعداد زنان آگاه كه اعم از زنان نویسنده، زنان شاعره، زنان فعال در سازمان‌های اجتماعى وزنان فعال در نشرات رادیوی، تلویزیونی، فیسبوك، و نشر مجلات و بعضی از نشرات دیگر كه هم كار و فعالیت می‌نمایند یادآور شد، كه انجام وظایف شان بسیار ناچیز و یا به حمایت از مردان صورت می‌گیرد. اگر دیده شود اشتراك زنان در مسایل سیاسى و اجتماعى و مسایل مهم روز و جر بحث‌ها از طریق بعضى از سیاست مداران و یا از فرهنگیان كه را اندازی می‌گردد خیلى ضعیف است و معمولاً مردان افغان پررنگ‌تر از زنان هستند. خوب به هر ترتیب ما گفته آمدیم از مشكلات و كم رسایی‌های زنان ولى هدف در اینجاست كه چگونه می‌توانیم روشنگرى را بیشتر در بین زنان توسعه بخشیم و چگونه می‌توانیم با زنان روشن روابط نزدیك را در داخل و خارج كشور تأمین نمود و خواستار توضیح و تشریع ایده‌های روشنفکری‌شان در بین روشنفكران متوسط و دیگران نمود. گرچه كار ساده نیست ولى با ایجاد کورس‌های سواد آموزی ایجاد اتحادیه‌ها، انجمن‌ها، و سازمان‌دهی كار وسیع تبلیغاتی در بین زنان و دختران جوان، تدویر سمینارها و غیره كه آن هم با در نظر داشت وضع امنیتى و اقتصادى در كشور باید عمل كرد. ولى متأسفانه وقتى در چنین مسایل از مشكلات وطن یاد آور می‌شویم آرزوی ما به یاس و ناامیدی می‌انجامد كه همه ما و شما این درد را با گوشت و پوست خود احساس می‌نمایم.

 ولى امكانات نسبى هم وجود دارد بخصوص زنانى كه در خارج از كشور زندگى می‌کنند می‌توانند از صفحه‌های إنترنیت و نشرات مجله‌ها، جراید و غیره استفاده نمایند زیرا خوشبختانه امروز مواد كافى در دسترس قرار دارد كه با استفاده از آن می‌توانند در بلند بردن سطح آگاهی زنان كار كرد كه این وظیفه خطیر را می‌توان از كارمندان و مسؤولین انجمن‌های زنان، شور ا هاى زنان، انجمن‌های فرهنگى، و کانون‌ها انتظار داشت و آنان می‌توانند با قدم‌های مؤثر با امكانات دست داشته در خارج از كشور در این عرصه استفاده كرد و حتی كار روشنگرى را با زنان فعال در داخل كشور به راه اندازند بخصوص با زنان و دختران جوان.

  به آرزوی اینكه در آینده با كار روشنگرى توسط این انجمن‌ها و شوراها بتوانیم کتله‌یی وسیع از زنان افغان را در بخش روشنگرى به‌مثابه زنان فعال بیشتر داشته باشیم.

 همانطوری که هدف روشنگرى آراسته ساختن جهان با زیور خرد و آگاهی و از میان بردن جهل و خرافات است، پس همین گام‌هایی كه زنان كشور در آراستن صفحه‌های مجله‌ها و روزنامه‌ها و یا در هر یك از رسانه‌ها و نشرات روشنگرانه مى بر دارند خود جزء پروسه روشنگرى ایست، به‌یقین می‌توانیم اذعان داریم كه روشنگرى بدون اندیشه و خردگرایى بی‌مفهوم و نا تكمیل است.

 روشن اندیشى در واقع واكنشى در برابر تحجز، بنیاد گرایى و افراطیت است.

 روشنگرى در حقیقت خروج آدمی از نابالغی به توانایى و به كار بردن فهم و دانش است.

 كار روشنگرانه ما را به‌سوی اندیشه ورزى، خرد گرایى و هدفمندى می‌کشاند

 

 به پا خیزیم!

با صمد کارمند آشنا شوید

افغانستان مركز ازمايش مادر بمب ها....

مسوول کمیته داد خواهی جوانان

مروارید سبز

نگاهی به جولانگاه اسلام ستیزانهٔ سران کاخ سفید ؛؛

عارف عرفان

افغانستان به كجا خواهد رفت؟

زمان كنار امدن ها رسيده نه كنار زدن ها

 صمد كارمند

افغانستان بکجا میرود?

رحیم حبیبی

گرداب يا نجات 

صمد کارمند

پس از حوادث ١٩٩٢ما شاهد روئ كار امدن حاكميت هائ مختلف بوديم ، انانيكه جهاد عليه روس ها و حاكميت دموكراتيك خلق را مقدس ميدانستند قدرت را تجربه كردند و جز جنگ داخلئ و پيامد هائ منفئ و وحشت بار ان ديگر خاطره ئ از خود بجائ نمانده اند  ، دوران سياه طالبانئ كه مشخصه ی  برجسته ئ انان خشونت ، جهالت ، ترور و عقب گرايئ بود ننگ و شرم تاريخ شد ، مداخله نظامئ امريكا و متحدين ناتو منجر بر سقوط طالبان و ايجاد حكومت حامد كرزئ و بعد هم حكومت وحدت ملئ (غني و عبدالله )شد .

در چهارده سال اخير فساد ، رشوت و اداره مافيايئ در افغانستان نهادينه گردید، پديده منفئ قوم گرايئ به أوج خود رسيد ، برترگرايان بيشتر از پيش در فكر قدرت و ادامه حاكميت خويش شدند ، جنگ و انتحار نه تنها كه كم نشد بلكه با انتقال جنگ بر شمال ادامه آن افغانستان شمول شد و نيرو هائ طالب و داعش تقويه و بنياد گرايئ بيشتر از پيش گسترش يافت ، فرار و مهاجرت به خواست هرجوان و خانواده تبديل و هزاران هموطن ما پناهجو و در شرايط سخت هجرت بسر ميبرند . زير شعار ازادئ ، ازادئ را به گلوله بستند و انسانيت را بيگانه ئ جوهر انسان ها ساختند . صاحبان زر و زور  را تقويه و قانونيت و عدالت اجتماعئ را زير پائ كردند ، افغانستان را بطرف بيچارگئ ، ناتوانئ ، بحران سياسئ ، فرهنگئ ، اجتماعئ و اقتصادئ كشانيدند و محتاج برائ بيگانه گان .

ميشود فهرست كلانئ از كمبود ها و نارسايي ها را قطار كرد و در نهايت به اين نتيجه رسيد كه با وجود امكانات بزرگ مالئ  و حمايت جامعه جهانئ افغانستان هنوز هم نقطه تاريك ، بحرانئ و نابسامان جهان ميباشد .

در چنين شرايط نا هنجار و بحران افرين برهر وطنپرست و خدمتگذار مردم و وطن وجیبه است تا متحدانه برزمد و مرهمئ شود برائ زخمهائ ناسور چهار دهه جنگ ، خشونت ، وحشت و ترور .

اميد و خواست مردم بطرف نيرو هائ ترقئ خواه ، ديموكرات ، ازاديخوان و مردمان چيز فهم است .

آيا اين نيرو ها توان و حوصله و برده باری چنين خواست انسانئ و بلند مردم را دارند ؟

پرسشئ است دشوار و قابل دقت .

پس از سقوط حاكميت ١٩٩٢ نيرو هائ ترقئ خواه ، وطنپرست و ديموكرات به شكست سياسئ و تشكيلاتئ مواجه شدند و خلائ عميق سياسئ در كشور حكمفرما شد . يكتعداد به كشور هائ مختلف جهان و به خصوص اروپا و امريكا پناهجو شدند و بخش وسيع در وطن بدون امكانات مادئ و معنوئ باقئ ماندند و ما با لشكر بزرگ خاموش و بئ تفاوت روبرور استيم ، لشكرئ كه آزمون بزرگ را در امر خدمت به مردم و وطن سپرئ كرده اند اما امروز بيچاره و ناتوان .

در بيش از دو دهه ی گذشته بيشترين توان وقدرت نيرو هاي ملئ ، مترقئ و ديموكرات در آرايش دو باره ی ساختار هائ تشكيلاتئ ، ادغام، رفتن بطرف وحدت  ، تصفيه حسابات گذشته ، زنده باد  و مرده باد سپرئ شد هنوز كه هنوز است اين ساختار ها در چوكات لازم جائ نيافته اند و ادغام و وحدت ها هم شكننده و بدون ثبات . خود خواهئ ، خود محورئ بعضئ چهره هائ تاثير گذار حلقات و ساختار هائ حزبئ و سازمانئ مانع وحدت تشيكلاتئ و كنار امدن نيرو هائ ملئ ، مترقئ و ديموكرات شد ، أكثريت رهبران جنبش دموكراتيك وترقيخواه هنوز هم تحت تاثير حوادث سالهائ ٩٢ گوشه نشينئ نموده و خاموش اند و يا اصلن ديگر علاقه ائ برائ ادامه ائ رسالت تاريخئ و وطنئ خويش ندارند .

نيرو هائ ملئ ، مترقئ و ديموكرات نه تنها كه موثريت لازم را در روند سياسئ موجود افغانستان ندارند بلكه خود شان به نحوه ئ  وسيله بازئ هائ قدرت و ثروت شده اند و در ضمن دنباله رو حوادث .  پيشاهنگئ خويش را در جهت مسيرحوادث و رويداد هائ سياسئ و اجتماعي به نفع انسان سرزمين ما از دست داده اند و يا هم لنگ لنگان گام ميگذارند . 

بايد اعتراف كرد كه به همان پيمانه كه حكومت ها ، نيرو هائ تاريك انديش و راست گرا در كمبودئ ها و چالش هائ بيش از دو دهه اخير مسوول و ذيدخل اند نيرو هائ ملي ، مترقئ و ديموكرات نيز شريك و جوابده اند ، عدم حضور فعال نيرو هائ ملئ و مترقئ زمينه شد تا افغانستان بيشتر از پيش به بحران كشانيده شود .

خطرناك تر از همه رشد پديده قوم گرايئ ، زبان گرايئ و برترگرايئ است كه با تاسف حتا در ميان خانواده ها هم رخنه نموده و أرام أرام ميخواهد مجموع جامعه را اين مرض كشنده احتوا نمايد ، نيرو هائ ملي ، مترقئ و ديموكراتيك  نه تنها كمترمانع اين پديده شوم ميشوند ، بلكه عده ئ افزار ترويج و تبليغ آن شده و اگاهانه وطن را بسوئ نفاق و بحران ميكشانند .  

نيرو هائ ملئ ، مترقئ و دموكرات را نبود انديشه و راه كرد هائ مثبت و فعال به منظور غلبه بر دشوارئ ها و چالش هائ موجود تهديد ميكند ، بسيارئ ها در پله هائ قدرت و سياست هائ روز ، خود را ترازو ميكنند در حاليكه اگر انديشه و راه كرد هائ ترقيخواهانه طرح و تنظيم و پائ بند به آن باشند ديگر لغزش ها و پله هائ رنگارنگ در كار نيست .

شرايط موجود كشور ضرورت همسويئ ، همدلئ ، همكارئ ، اتحاد و عمل مشترك همه شاخه هائ حزب ديروز و در مجموع نيرو هائ ملئ ، مترقئ و ديموكرات را با حفظ استقلال تشكيلاتئ و هويت سياسئ شان تحت يك چتر واحد هر چه بيشتر احساس ميكند ، برائ اين امر مقدس ملئ بايد با تمام توان و نیرو اقدام ورزيد و عملن از شعار به عمل وارد شد .

ما به هياهو ، تكاپو ، حركت ، بيدارئ ، زندگئ با همئ ، بينش نو و دگرگونئ فرهنگئ و فكرئ نياز داريم .

 

صمد كارمند ، نوامبر ٢٠١٦

جوانان و چالش هاي انان

 صمد كارمند

 

بازتاب از فعاليت هاى جوانان ولايت تخار